رفتن به بالا

پایگاه خبری تحلیلی صنعت و تاسیسات


  • دوشنبه ۲۰ آذر ۱۳۹۶
  • الإثنين ۲۲ ربيع أول ۱۴۳۹
  • 2017 Monday 11 December

اندر حکایت نقدهای غیرمنصفانه از بازار کالا
اندر حکایت نقدهای غیرمنصفانه از بازار کالا

یک سوزن هم به خود بزنید!

وقتی عرضه کننده به دلیل نبود اطلاعات شفاف در مورد نیاز بازار اقدام به عرضه محدود کالای خود در بورس کالا می کند و این عرضه محدود سبب افزایش قیمت می‌شود، آیا می توان گفت بورس کالا به درستی به وظایف خود عمل نکرده است؟ بورس کالا ابزاریست برای کشف قیمت و این امکان را […]

وقتی عرضه کننده به دلیل نبود اطلاعات شفاف در مورد نیاز بازار اقدام به عرضه محدود کالای خود در بورس کالا می کند و این عرضه محدود سبب افزایش قیمت می‌شود، آیا می توان گفت بورس کالا به درستی به وظایف خود عمل نکرده است؟

بورس کالا ابزاریست برای کشف قیمت و این امکان را در اختیار تولید کننده قرار می دهد تا نیاز بازار را شناسایی کند و بر مبنای آن برای تولید مواد اولیه برنامه ریزی داشته باشد.

شرایط زیر را در نظر بگیرید:
قیمت فولاد در بازار های جهانی افزایش نداشته است.

رکود در صنعت و اقتصاد داخلی کشور حکمفرماست.

خریداران قدرت خرید چندانی به لحاظ نبود نقدینگی و حتی فقدان اعتبار ندارند.

شرایط تحریم و واردات بواسطه برجام متزلزل شده است و امید به رونق تجارت وجود دارد.

با این حال قیمت ورق در بازار بورس در آن برهه به شدت بالا رفت. با فرضیات فوق خواننده انتظار دارد شرایط مناسبی برای خرید محصول ورق وجود داشته باشد. اما به یکباره اتفاقی غیر منطقی در کشف قیمت روی می دهد که شاید بتوان آنرا تقاضای کاذب دانست یا نبود اطلاعات برای تصمیم گیری برای تولید و عرضه.

زمانی که در بازاری به فعالیت مشغول هستیم که برای دست یابی برخی افراد برای پیشبرد اهداف خود، شرایط غیر شفافی ایجاد می شودو در این شرایط قطعا بازار عنصر کارایی خود را از دست می دهد و رقابت در جهت منافع جریان هایی خاص ایجاد می شود. لازم است در اینجا مشکلات را کمی عمیق تر بنگریم. بورس کالا یکی از ابزار های اقتصاد بازار است ابزاری که بستر لازم را برای رقابت فراهم کرده و اگر مشکلی وجود داشته باشد آن را عیان می کند. حال بورس کالا چه کرده است؟ در برهه ایجاد التهاب در بازار ورق فولاد، بورس کالا با زبانی گویا عنوان کرد اگر شرایط عرضه و شرایط اقتصادی و اوضاع بازار داخلی و جهانی همین باشد که می بینیم، قیمت ها براساس برآیند فشارهای عرضه و تقاضا با اختلافی معنا دار نسبت به بازار های جهانی کشف خواهد شد. با این شرایط چرا باید به ناگهان شاهد رشد تقاضا و قیمت باشیم؟ در این جا می بینیم بورس کالا به خوبی در این زمینه یکی از عوامل اقتصادی بازار را که عنصر شفافیت است عیان می کند. در واقع بورس کالا آنچه در پس پرده بوده را نشان می دهد. حال شرایط عرضه و شرایط اقتصادی که از آن نام بردیم و در پس پرده رخ داد چه بوده است. اگر قیمت جهانی یک کالا (ورق فولاد) افزایش نداشته باشد و در داخل کشور هنوز شاهد رکود اقتصادی هستیم پس به نظر می‌رسد افزایش قیمت در بورس کالا غیر منطقی باشد؛ همچنین خریدار با علم به عدم افزایش جهانی قیمت کالا و نیز رکود، رقابتی می کند که شاید بتوان آن‌را ناشی از هماهنگی هایی در پس پرده دانست.

بازار دو سمت دارد، یکی عرضه کننده و یکی خریدار. خریدار یا خریداران دارای اتحادیه های صنفی اند و عدم ورود به بازار توسط اتحادیه های صنفی فضایی را در بازار ایجاد می کند که منجر به رقابت غیر منطقی مانند آنچه رخ داد می‌شود.

برخی معتقدند بورس کالا در این شرایط بایستی ورود پیدا کرده و معامله را ابطال می کرد. آیا واقعا این عمل درست بود؟ پاسخ منفی است، چرا که بورس کالا در شرایط نامساعد فعلی اقتصاد، بهترین عملکرد را از ناحیه کشف نرخ داشته است. شرایط اقتصاد را به زبان خود بیان کرد و تامین کننده منافع خریداران و فروشندگان حتی در شرایط این چنینی بوده است. اگر معامله را ابطال می‌کرد اولا نه تنها تضمینی وجود نداشت که شرایط در عرضه های بعدی بحرانی تر نشود؛ در ثانی تمامی خریدارانی که در رقابت موفق به خرید شده بودند اعتراض می کردند که موقعیت آنها به خاطر تعهدات اقتصادی که آنها را مجبور به ورود به معامله کرده را به خطر انداخته است.

پس زمانی که کارایی بازار زیر سوال می رود و انگشت اتهام نیز متوجه بورس کالا می‌شود، آیا تامین بخشی از کارایی بازار که از ناحیه خریداران تعریف می شود مد نظر قرار نمی گیرد؟ آیا جنبه ای از معاملات که هیچ ربطی به بورس کالا ندارد بایستی متوجه بورس کالا شود؟ آیا اگر منافع عده ای به خاطر وجود عنصر شفافیت به خطر می افتد هزینه این منافع را بورس کالا باید پرداخت کند؟

ایفای وظایف ذاتی بورس ها یعنی کارایی و شفافیت در شرایط فعلی اقتصاد کشور توسط بورس کالا یکی از مشکل ترین وظایف است. از کسانی که انگشت اتهام را متوجه بورس کالا می‌کند بایستی پرسید اگر عرضه محصول ورق و محصولات فولادی از بورس خارج شود آیا تاثیری در شرایط عرضه ورق در بازار داخل ایجاد خواهد شد؟ آیا سندیکا که اصرار بر واردات ورق دارد نباید بر مبنای نیاز خود به تولید کننده اعلام سفارش کند؟ آیا بورس کالا این امکان را برای خریداران فراهم نکرده است تا از طریق معاملات سلف نیاز آتی خود را تامین کنند؟ آیا این غوغاها حکایت از آن ندارد که نفعی از واردات یا اتهام زنی برای برخی فراهم می شود؟ آمار تولید و فروش ورق نشان دهنده حجم تقاضا است، اما آیا آمار مشخصی از طرف سندیکای مربوطه به تولید کنندگان برای برنامه ریزی تولید اعلام شده است؟

می بینیم که اطلاعات به واسطه وظیفه بورس کالا در اختیار عموم قرار گرفت که می تواند مبدائی برای شروع اصلاحات اقتصادی در بازار باشد نه برای شروع تغییرات در بورس کالا؛ در اینجا لازم است به سندیکاهای مختلف پیشنهاد داد که دقت نظر بیشتری در هماهنگی بین اعضا خود در بازار داشته باشند چرا که لازمه موفقیت در بازار براساس عملکرد صحیح تمام اجزا بازار بدست می آید.

اخبار مرتبط

نظرات

مصاحبه های اختصاصی ویکی پی جی